-این شطرنج را چرا دوباره به هم زدی تو؟ نگفتی شاید پیرمرد بخواهد ادامه بازیش را بکند؟

-یاد حوا که می‌افتد دیگر بازی نمی‌کند که، می‌رود لب عرش می‌نشید و به فکر فرو می‌رود. بعدش هم یادش می‌رود که داشته بازی می‌کرده

-پیرمرد یادش می‌رود، من که یادم می‌ماند. بعد از ۱۰۰۰ سال داشتم میبردمش که خراب کردی همه چیز را. حالا باید دوباره ۱۰۰۰ سال صبر کنم.

دلم که می‌گیرد می‌روم باغ هرندی. درخت‌هایش حرف می‌زنند با آدم، چه حرفی. من که برای زاری کردن نمی‌ورم، اتفاقاً می‌ورم تا بشنومشان. آنهایی که خوابند را کاری نداریم، ولی آن بیدارها چنان چانه پرحرفی دارند که حواست نباشد می‌بینی شب شده و هنوز مبهوتشانی.

فردا دوباره باید بروم به گمانم.

خدا برایش به خیر بگذراند امروز را در دانشگاه. این کاظمین هم آدم را وادار به چه کارهایی که نمی‌کنند.

سوءرفتار پلیس

نخست که فیلم ضرب و شتم زنی جوان توسط گشت ارشاد به دستم رسید، تنها توانستم چندثانیه از آن را تماشا کنم. ولی وقتی که تصمیم به نوشتن این یادداشت گرفتم، بهتر دیدم فیلم را کامل ببینم. زمانی که مامور نیروی انتظامی به زن جوان حمله ور شده و تصمیم می‌گیرد او را به زور و با ضرب و شتم سوار ون گشت ارشاد بکند، مرز بین «انجام وظیفه» و «عقده گشایی» مشخص می‌شود. اما این حادثهٔ درام از روبروشدن یک شهروند معمولی و گروهی پلیس بد، این سوالات را در ذهن مخاطب طرح می‌کند که شخصیت پلیس در این موقعیت‌ها باید چگونه باشد؟ شهروندان چگونه و چه زمانی باید برای کمک به قربانیانی که در این شرایط قرار گرفته‌اند اقدام کنند؟

پس از پخش شدن این فیلم در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین، شاهد واکنش‌های زیادی بودیم. عذرخواهی از طرف سخنگوی نیروی انتظامی که گفته بود: «پلیس به هیچ وجه چنین رفتارهایی را تایید نمی‌کند.»؛ بیانیه‌هایی از طرف برخی اعضای کابینه که خواستار انجام تحقیقات داخلی بودند؛ ابراز انزجار هنرمندان و افراد مشهور از این اتفاق؛ خشم کاربران در فضای مجازی. وزیر کشور نیز دستور برخورد با مامورین خاطی را صادر کرد. اما این اولین مورد گزارش شده از سوءرفتار پلیس نیست، ولی اولین موردی است که در آن سخنگوی ناجا وادار به عذرخواهی می‌شود و این خود یادآور اهمیت گردش آزاد اطلاعات است؛ تفاوتی که انتشار یک ویدئو و فشار عموم می‌تواند ایجاد کند.

آزار کلامی و فیزیکی مسئله‌ایست که به خصوص زنان به صورت روزانه در کوچه و خیابان با آن سر و کار دارند. حال اگر قرار باشد نیروی پلیس به جای مقابله با این آزارها، خود در مقام متجاوز و آزارگر ظاهر شود، نتیجه‌ای جز احساس ناامنی برای شهروندان در پی نخواهد داشت.

سوءرفتار پلیس در برخورد با کسانی که آنان را «بدحجاب» می‌نامد قدمتی طولانی دارد. بیش از یک دهه است که «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» آغاز شده و در این مدت نه تنها حریم شخصی افراد برای اجرای این طرح زیر پا گذاشته شده، که خشونت در اجرای طرح باعث جریحه‌دار شدن تصویر پلیس نیز شده است. به صورتی که در عوض احساس امنیت هنگام مواجهه با پلیس، شهروندان به طور ناخودآگاه احساس رعب و وحشت می‌کنند که البته مقصر نیستند.

مسئولیت‌پذیری پلیس واژه‌ای نامانوس برای نیروی انتظامی و در عین حال ضروری برای حفظ حقوق اولیهٔ شهروندان است. مسئولیت‌پذیری پلیس شامل مسئول نگه داشتن شخص پلیس و همچنین سازمان‌های ماًمور اجرای قانون برای کنترل جرم و حفظ نظم است، به طوری که با افراد عادلانه و در محدودهٔ قانون برخورد شود و حقوق اولیهٔ آنان زیر پا گذاشته نشود.

حال که به لطف شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها، و همچنین آگاهی و حساسیت شهروندان، سوءرفتار پلیس به مسئله‌ای هزینه‌بر تبدیل شده، وقت آن رسیده که با مطالبه‌گری خواستار تصحیح سیاست‌های تبعیض‌آمیز و خشونت‌آمیز پلیس در مواجهه با شهروندان باشیم.

-هوی، هوی، آن سوتت را بگذار کنار یک دقیقه، بیا ببین پیرمرد چطور از لب پرتگاه به پایین خیره شده.

-اسمش سوت نیست، صور است. صور.

Today I realized that my whole life in the last year has been about damage control. Although I did fine in that matter, but you can’t spend your days worrying about how to correct a wrong decision, a mistake which could’ve been prevented in the first place.

We people ought to get a hold of the situation and be in charge of what’s about to happen in our lives. Free will, they say.

بی‌طرفی شبکه؛ تلگرام را فیلتر نکنید

قدمت فیلترینگ ساختاریافته در ایران به دورهٔ دوم اصلاحات برمی‌گردد. زمانی که دولت اجازه داد شورای عالی انقلاب فرهنگی به جای مجلس به تصویب قوانین مرتبط با اینترنت مانند فیلترینگ بپردازد. سیاست‌های غیرشفاف در بحث فیلترینگ باعث شده که ایران یکی از بدترین کشورهای جهان در بحث نقض حقوق کاربران باشد. همهٔ این‌ها دست به دست هم داده که چیزی به عنوان «بی‌طرفی شبکه» در فضای مجازی ایران مفهومی نداشته باشد.

حالا که بحث فیلترینگ تلگرام داغ شده، تصمیم به نوشتن این یادداشت در مورد بی‌طرفی شبکه گرفتم. چرا که اکنون قرار است با فیلتر تلگرام و ترویج نمونه‌های داخلی که تحت حمایت دولت هستند، بیش از پیش زیر پا گذاشته شود.

بی‌طرفی شبکه به زبان ساده به این معناست که سرویس‌دهنده‌های اینترنتی موظفند با تمام اطلاعات رد و بدل شده در بستر شبکه، بدون توجه به مسائل سیاسی، عقیدتی، تجاری و یا اینکه توسط چه شخص یا شرکتی ایجاد شده‌اند، یکسان رفتار کنند. این موضوع به کسب و کارهای نوپا، استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های کوچک اجازه می‌دهد که با تولید محصول خوب و با کیفیت، به رقابت در فضای مجازی بپردازند و جایگزین برندها شوند. به طور مثال همان‌گونه که فیسبوک جایگزین myspace شد. گوگل جایگزین یاهو شد و تلگرام در خیلی از نقاط دنیا جایگزین وایبر و واتساپ شد.

حال قرار است تلگرام از دسترس خارج شود تا نمونه‌های داخلی مانند سروش، آی‌گپ و بیسفون که همگی پشتوانهٔ دولتی دارند، جایگزین آن شوند. چنین فیلتری به این معناست که نمونه‌های داخلی با پشتوانهٔ دولتی، دیگر لزومی نمی‌بینند برای جذب قسمتی از بازار محصول باکیفیت ارائه کنند. همچنین در بلند مدت نمونه‌های داخلی باکیفیت نیز به دلیل نداشتن پشتوانهٔ دولتی از ورود به این رقابت باز خواهند ماند. چرا که نه از طریق صدا و سیما به صورت گسترده و رایگان تبلیغ می‌شوند، نه حجم اینترنت رایگان برای استفاده از این برنامه‌ها در اختیار کاربرانشان قرار می‌گیرد و نه از دیگر یارانه‌هایی که دولت برای پیام‌رسان سروش و بیسفون و غیره در نظر گرفته، برخوردار می‌شوند.

اما اصرار حکومت برای فیلتر تلگرام و جایگزینی آن با نمونه‌های داخلی مورد حمایتش برای چیست؟ به طور ساده، کنترل و اشراف اطلاعاتی بر شهروندان. این پیام‌رسان‌های داخلی می‌گویند که برای حریم شخصی کاربران احترام قائلند ولی زمانی که در این مورد از سردار پورمختار، نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی سوال پرسیده شد، پاسخ داد: «بر فرض اینکه اطلاعات یا اطلاعات سپاه این پیام‌رسان را رصد کنند بهتر است یا موساد و سیا؟»

سیاست جایگزینی نمونه‌های داخلی با رقبای خارجی برای اولین بار نیست که در ایران پی گرفته می‌شود. در سال ۹۰ نیز فیلترینگ سرویس‌های ایمیل خارجی در دستور کار «کارگروه تعیین محتوای مجرمانه اینترنتی» قرار گرفت و این سرویس‌دهنده ها برای چند روز از دسترس خارج شدند. مدیرعامل وقت شرکت فناوری اطلاعات در این باره گفته بود: «در مورد بسته شدن این سرویس اگر هر کسی اعتراضی داشته باشد، باید به سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منتقل کند؛ ولی از نظر بنده این یک فرصت حساب می‌شود و باید مردم کشور به سمت ایمیل ملی هدایت شوند.» سیاستی که البته تا به امروز هیچ‌گاه موفقیت‌آمیز نبوده است. با توجه به شکست سیاست فیلترینگ در ایران، پیش از این هم دولت با ارائه مشوق‌هایی مانند اینترنت رایگان برای نمونه‌های داخلی مانند سرویس ایمیل ملی ناآشنای چاپار به جای جیمیل و ارائهٔ سرعت بالاتر به آن‌ها سعی داشته تا کاربران را به سوی آن‌ها هدایت کند که تا به امروز به موفقیت چشمگیری در این زمینه دست پیدا نکرده است.

ولی زمانی که اکثریت قریب به اتفاق مردم مخالفت خود را با این موضوع نشان داده‌اند، پس این اتفاق چگونه در حال رخ دادن است؟ آذری جهرمی. فردی که در وزارت اطلاعات «مسئول زیرساخت‌های فنی ساخت تجهیزات صنایع شنود» بوده، در دولت دوازدهم به مقام وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات می‌رسد. فردی که به گفته خودش: «در دوران فعالیتم [در وزارت اطلاعات] مسئولیت شنود را نداشتم بلکه مسئول زیرساختهای فنی ساخت تجهیزات صنایع این موضوع را بر عهده داشتم و این را افتخار میدانم.»، به ناگاه مسؤول برنامه‌ریزی، پشتیبانی و توسعه زیرساختار و توانایی‌های ملی مخابراتی و اطلاعاتی کشور می‌شود.

اکنون که ناقضان آزادی‌های مدنی و سیاسی به ناگاه در جایگاهی قرار گرفته‌اند که مسئولیت نظارت بر اعمال خود را بر عهده دارند، طبیعیست که در جهت کنترل فضای مجازی، سیاست مونوپولی‌سازی پیام‌رسان‌های داخلی را پیش بگیرند.

تا به امروز پرونده‌سازی‌های زیادی علیه فعالان سیاسی و اجتماعی، با مدارک و ادلّهٔ غیرقابل استناد توسط نهادهای امنیتی صورت پذیرفته. طبق قوانین فعلی کشور، مصادیق محتوای مجرمانه به قدری زیاد هستند که اکثر شهروندان مجرمین بالفعل محسوب می‌شوند. حال اگر اجازه دهیم تلگرام با پیام‌رسان‌های داخلی جایگزین شود، به این فکر کنید که پرونده‌سازی نهادهای امنیتی تا چه حد ساده‌تر خواهد شد. و این فقط بخش کوچکی از مشکل است.

و در آخر باید به این موضوع توجه داشت که اجبار کاربران به استفاده از یک پیام‌رسان مشخص، با مبحث حفظ حریم خصوصی و محفوظ نگه داشتن حق انتخاب شهروندان در تضاد است و افرادی که این هدف را دنبال می‌کنند مسلماً مجریان و حافظان خوبی در بحث حفظ حریم خصوصی کاربران نخواهند بود. تلگرام در طول این مدت تریبونی بوده برای صداهای کمتر شنیده شده. صداهایی که جایی در صدا و سیمای ملی ندارند. فیلتر شدنش توسط دولتی که با حمایت اصلاح‌طلبان و همین صداهای بدون تریبون به قدرت رسیده، راه را برای اصلاحات از این هم سخت‌تر می‌کند.

سرت روی شانه‌ام

در خیالم که سرت را روی شانه‌ام گذاشته‌ای. موهایت را بو کشیده، حظ می‌برم. تو حرف می‌زنی و صدایت مستم می‌کند. مست و حیران و از خود بی‌خود شده چشمانم را بسته، فقط موهایت را بو می‌کشم. دستت را گرفته‌ام و بیشتر از بودن در هر مکانی و زمانی، آرام می‌شوم. آخ که بغلت چه آرامشی دارد.