اصلاح طلب‌ها به مرض «Whataboutism» یا «پس‌چه‌ایسم» مبتلا شده‌اند. کافیست انتقادی به موضوعی مربوط به اصلاح طلبان وارد کنید تا با این پاسخ مواجه شوید: «پس در مورد [اینجا را با موردی از زمان احمدی نژاد، اتفاقی در دنیای غرب٬ یا موردی دیگر که به موضوع مربوط نیست پر کنید] چه؟»

اعتراضات دی‌ماه؟ پس تظاهرات پاریس چه؟ سه برابر شدن قیمت ارز در عرض چند ماه؟ پس افزایش قیمت دلار در دوران احمدی نژاد چه؟ حقوق زنان؟ پس مردانی که بابت مهریه در زندانند چه؟ ساماندهی سگ‌های بلاصاحب؟ در حال حاضر مشکل شهر این است؟ پس تکلیف کودکان گرسنه چه می‌شود؟

در این نوع مغالطه، مغلطه‌گر سعی می‌کند به طور عامدانه و هدفمند با توسل به رویدادهایی که در زمان و مکانی دیگر رخ داده‌اند احساسات مخاطب را درگیر کند و موضوع اصلی بحث را منحرف سازد. گوینده، انتقاد به رفتارهای خود را نادیده می‌گیرد و به بر اقدامات دیگران تمرکز می‌کند.

این تکنیک تبدیل به یک مرض فراگیر شده که اصلاح طلبان نیز دچارش شده‌اند. استفاده از آن، مزیت و ارزش افزوده‌ای در بحث به همراه نخواهد داشت. پس‌چه‌ایسم تبدیل شده به راهکاری برای گریز از پاسخگویی درباره مواضع و عملکرد اصلاح طلبان در قبال امور مختلف. این تکنیک چه توسط چپگرا استفاده شود و چه راستگرا، در نهایت فقط به سیاه‌چاله‌ای از خشم ختم خواهد شد که گریز از آن برای هیچکس ممکن نخواهد بود.

از شعرهای فروغ خوشش می‌آید ولی غزل زیاد نمی‌خواند. وقتی دانشگاه می‌رود بیشتر فکرش مشغول اتفاق‌هاییست که بیرون از کلاس می‌گذرند. اگر استرس داشته باشد مشغول جویدن ناخن‌هایش می‌شود. از اینکه دور و برش شلوغ باشد خوشش نمی‌آید، با این حال اتاقش همتای بازار شام است. همیشه‌ی خدا غر می‌زند که چرا ماشین را دور پارک کردی با اینکه برای رسیدن عجله‌ای ندارد. کسی ندیده غمناک باشد، حتی اوقاتی که دلش گرفته. پرتلاش است و پشتکار دارد، قشنگ همانطور که باید. کاش بیشتر بود، از بس که انگار ده سال رفیق صمیمیست.

توییتر فارسی تبدیل شده به مکانی برای تسویه‌حساب گروه‌های سیاسی با بهره‌برداری از هزینه‌هایی که مبارزین واقعی پرداخته‌اند. وحید سیادی نصیری پس از ۶۰ روز اعتصاب غذا در زندان جان باخته و به جای دادخواهی حق مظلوم، اصلاح طلب و برانداز به جان هم افتاده‌اند که «چون در دار و دستهٔ شما نبود، ترند نشد». اصلاً یادشان رفته که این وسط ظلمی روا داشته شده و جانی گرفته شده. 

اصلاح طلب‌ها هم اگر دوست ندارند به ماله کشی متهم شوند و نگران پایگاه اجتماعیشان هستند، بهتر است اندکی از جنگ و جدال با اوپوزیسیون بکاهند و در عوض به ظلم‌هایی که توسط حکومت به مظلومین روا داشته می‌شود بپردازند. 

دیروز هفتم دسامبر بود و ۹۰مین سالگرد تولد نوآم چامسکی. نوآم چامسکی زبان‌شناس و به گفته‌ی خیلی‌ها بزرگترین متفکر قرن ۲۰امه. در ۱۰ سالگی اولین مقاله‌اش رو در مورد شیوع فاشیسم نوشته و منتقد سیاست خارجی آمریکا، کاپیتالیسم و رسانه‌های جریان اصلیه. اسمش توی «لیست دشمنان» رئیس جمهور نیکسون بوده. توی یکی از مصاحبه‌هاش پنتاگون رو «یکی از شیطانی‌ترین موسسات در طول تاریخ جهان» خوند و به دلیل همین دیدگاه‌های تندشه که معمولاً به ضد آمریکایی بودن متهم میشه. بیشتر از ۱۰۰ تا کتاب نوشته و سال ۲۰۱۳ گونه‌ای از زنبورهای تازه کشف‌شده رو به افتخارش Megachile chomskyi نام‌گذاری کردن. خودش معتقده که موفقیتش در نتیجه اتفاق افتادن یک سری حوادث به دست اومده، من اما فکر می‌کنم وقتی که به عنوان بزرگترین متفکر قرن ملقب می‌شین، ناخودآگاه این نکته رو ثابت می‌کنید که موفقیتتون اتفاقی نبوده. تولد ۹۰ سالگی چامسکی مبارک.