در امتداد خلوت‌ترین ساعات شهر، از میان خیابان‌های سابقاً سرسبز، در چند قدمی تمام گدایان شب‌زنده‌دار، در هزار فرسنگی لبخندهای دلنشینش، ماشین را می‌رانم به سمت خانه و برای نخستین بار عجله‌ای برای رسیدن ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *