دیروز، هادی خانیکی از اتحاد راه درازی را تا کرمان آمده بود تا سخنگوی همایشی باشد. ساعتی را نیز میهمان ما بود. جلسه، موضوع مشخص و از پیش تعیین شده‌ای نداشت، ولی به نظرم آمده بود تا از تجربهٔ حزب بگوید و امید بدهد. بر خلاف آنچه که از ظاهرش برمی‌آمد، سخنور قهار و باصلابتی بود. با اینکه واقع بینانه صحبت میکرد، به نظرم آمد جاهایی که می‌خواست از پاسخ صریح دادن طفره می‌رفت. دوستانمان سوالات را جداگانه پرسیدند و آخر کار همه را با هم جواب داد. مرتب یادداشت برمی‌داشت و به خاطر می‌سپرد چه کسی چه سوالی پرسیده. از آن‌جا که کوچکترین عضو جمع بودم وظیفهٔ پذیرایی را بر عهده داشتم و نشد آن‌طور که دلخواه بود بنشینم و یادداشت بردارم. پس بیشتر آنچه که می‌نویسم نقل به مضمون است و معطئناً صحبت‌هایی هم از قلم افتاده.

«یکی از مهم‌ترین اتفاقات کشور در سال‌های اخیر این بود که احمدی نژاد زیر نهادی مثل دولت، دینامیت گذاشت و رفت.»

«این دولت نسبت به دولت خاتمی بسیار محدودتر و دست‌وپا بسته‌تر است. اختیارات دولت در اثر اقدامات احمدی نژاد محدود شده. در نتیجه کار کردن با دولت روحانی سخت تر از دولت خاتمی است.»

«کدام طیف را در انقلاب نمی‌بینید؟ در این انقلاب همه حضور داشتند. از روشنفکر و ملی-مذهبی و چریک گرفته تا امام خمینی. در انقلابی که از همه طیف بودند نتوانستیم تمام خواسته‌های مردم را محقق کنیم. چه برسد به الآن که هیچکس نیست. وقتی مردم این‌ها را می‌بینند باید به انقلاب جدید پشت کنند.»

«بهار عربی را نگاه کنید. مصر را بعد از انقلاب نگاه کنید. از انقلاب مصر چه مانده؟ مگر غیر از این است که مبارک نسبت به سیسی آدم بازتری بود؟»

«روشنفکر کسی است که حقیقت را همانطور که میبیند، مستقل از نتیجه، آن را بازگو کند.»

«اگر روحانی به ناگاه اصلاح طلب شود و تمام اعضای کابینه را از اصلاح طلبان بگذارد مشکلاتمان حل می‌شود؟ خیر.»

«من روستایی هستم. وقتی به خانواده ۵ نفره در روستا ۲۵۰ هزارتومان یارانه داده می‌شود چه دلیلی دارد به دامداری و کشاورزی ادامه دهند؟ می‌آیند در حاشیهٔ شهرها مستقل می‌شوند و با همان پول گذران زندگی می‌کنند.»

«تا وقتی احزاب در کشور شکل نگیرند وضع ما همین است و حزب هم شکل نمی‌گیرد مگر اینکه نهاد مدنی شکل بگیرد.»

«از اتحاد و مشارکت دفاع می‌کنم چون در آن‌ها باند شکل نگرفت.»

«از عارف دفاع می‌کنم، ولی به جای ریاست مجلس می‌بایست به دنبال قوی کردن فراکسیون امید می‌رفت. »

«بین فضای واقعی و فضای مجازی شکافی وجود دارد که دلیلش انفعال سیاسیست.»

«من متخصص رسانه هستم و رسانه به شما می‌گوید وقتی فضا اعتراضی می‌شود، گوشی برای شنیدن وجود ندارد. فقط زبانی برای گفتن وجود دارد. منتها این اعتراض، واقعیت جامعه نیست.»

«همه ناراضی هستیم و غر می‌زنیم. ولی مشکل را درست بشناسیم و با مکانیزم اصلاح طلبانه جلو برویم.»

«معتقدم شورای پنجم به سرنوشت شورای اول دچار نمی‌شود. ریل گذاری نجفی جای فساد باقی نمیگذارد.»

«دموکراسی قرار نیست و اساساً نمی‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند. منتها دموکراسی تمرینی است برای بهتر بودن.»

«نمیگویم شناخت ما از موضوع درست است و شناخت دیگران غلط. منتها نظری داریم و آزادیم آن را بیان کنیم.»

«در بهار ۸۴، رحیم عبادی ۲۰۰ نخبه برای جلسه با خاتمی انتخاب کرد. این جوانان به خاتمی گفتند: در چشمان ما نگاه کن و بگو باز هم می‌توانی وعدهٔ دروغ بدهی و عمل نکنی. الآن همان جوانان سال ۸۴ نمی‌گذارند کسی به خاتمی بگوید بالای چشمت ابروست.»

«باید انباشت تجربه در احزاب رخ دهد. و این اتفاق نمی‌افتد مگر با برگذاری همچین جلسه‌هایی با شما جوانان.»

با اینکه بعد از جلسه با ما قرار بود به علوم پزشکی برود و سخنرانی کند، تا صحبتش را با ما از روی حوصله تمام نکرد راه نیفتاد برود. خودش هم اذعان داشت که بیشتر علاقه‌مند است همین جلسه ادامه پیدا کند تا قرار باشد برای عدهٔ کثیری سخنرانی کند. اعتقاد داشت اینگونه جلسات باید بیشتر تشکیل شوند تا انتقال تجربه میان نسل قبل و نسل بعد صورت پذیرد.

شنیدن صحبت‌هایش برایم جالب بود. اشتباهات مشارکت را قبول داشت و معتقد بود می‌توانستند گاهاً بهتر و عقلانی‌تر عمل کنند. سیاست‌مدار متخصصی بود که منفعت‌طلبی در وجودش دیده نمی‌شد. حداقل من ندیدم. از آن‌هایی بود که بیشتر بهشان نیاز داریم. در آخر هم به درخواست فریده چند کتاب بهمان معرفی کرد و رفت.

دیروز عصر دکتر ابتکار

دیروز عصر دکتر ابتکار جلسه‌ای داشتند با نمایندگان احزاب، نخبگان و کارآفرینان که در استانداری برگزار شد. این مساًله که اینجانب آن‌جا چه می‌کردم و چه ربطی به ما داشت خارج از بحث می‌باشد. تا آن‌جا که دستگیرمان شد هدف از جلسه بیشتر معرفی دستاوردهای استانداری در حوزه‌ی زنان بود. گزارش عریض و طویلی هم آماده کرده بودند از طرحی به اسم «سما بانو» که با واکنش منفی حاضرین در جلسه روبه‌رو شد. به چند نفری هم تریبون رسید تا صحبتی کوتاه خطاب به دکتر ابتکار داشته باشند. دوستانمان از تریبونشان استفاده کرده تا انتقادات خود از استانداری و طرح‌هایی مانند «سما بانو» را به گوش دکتر ابتکار برسانند که با واکنش شدید دکتر فدایی و خانم حسینی روبه‌رو شدند. در مورد اشکالات این طرح «سما بانو» جداگانه خواهم نوشت.

اواسط جلسه، برای دقایقی خود دکتر ابتکار هم صحبت کرد. حرف‌های چندان مهمی نزد و سخنانش بیشتر شبیه به یک دفاع نیم‌بند از روحانی و تصمیماتش بود، به همین سو یادداشت کم برداشتم. آرام و مسلّط بود، در سخنرانیش امّا تکرار مکررات کرد، به سوالات مطرح شده پاسخی نداد و سخنرانی کوتاهش را به تشریح برنامه‌ی «توسعه‌ی زن و خانواده در استان» اختصاص داد. انتقاد حاضرین نسبت به این موضوع که از نزدیک با آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو نشده را رد می‌کرد و اعتقاد داشت که از نزدیک با آسیب های اجتماعی آشناست و استنادش هم آماری بود که بهزیستی ارائه می‌کند. معتقد بود برای حل مشکلات اجتماعی، دولت توانایی و کارآمدی لازم برا حل مشکلات را ندارد و به جای ورود مستقیم به موضوع باید تنها قوانین و مقررات را تصویب کند،  فضای امن و آرام برای فعالیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، و در نهایت زیرساخت‌ها را فراهم کند، البتّه بدون امنیتی کردن فضا. موافق حضور سازمان‌های مردم نهاد در سیاست‌گذاری‌ها بود و زاویه‌ی دید متفاوت سمن‌ها با دولت را تصحیح‌گر تصمیمات می‌دانست. در مورد به کار گیری زنان در دولت و کابینه به دفاع تمام قد از روحانی برخواست و گفت که بخشنامه‌ای صادر کرده‌ایم که طبق آن ۳۰ درصد هیئت دولت و پست‌های مدیریتی در اختیار زنان قرار خواهد گرفت و به جد آن را پیگیری خواهیم کرد. ۶ معاون وزیر زن و ریاست زنان بر سازمان‌های مختلف مانند هواپیمایی ایران ایر، سازمان زمین شناسی کشور و سازمان استاندارد کشور را گواهی می‌دانست بر اینکه روحانی در بحث حمایت از زنان از مواضعش عقب نشینی نکرده. گفت «با صرف محدودیت و تحکم و اجبار نمی‌توانیم فرهنگ، دین، ارزش‌های انقلاب را به پیش ببریم. به گفت‌وگوی بین نسلی نیاز داریم».

جلسه‌ی پر سر و صدایی بود و اعتراض و فریاد و بحث زیاد داشت. مدیران جلسه هم به نظرم چندان خوب عمل نکردند و واکنششان به منتقدین کودکانه و غیرحرفه‌ای بود. با نظرات ابتکار در مورد خیلی از مسائل موافق نیستم. اصولاً خاستگاه فرهنگی و چهارچوب‌های فکریم با او متفاوت است. در نهایت هم به نظرم ابتکار در حد و اندازه‌های مولاوردی نیست. با این حال بودنش در کابینه را بهتر از نبودنش می‌دانم. در توانمندتر بودنش از بسیاری از مردان کابینه شکی ندارم.

دیشب خیلی اتفاقی؛ سد معبر

دیشب خیلی اتفاقی رفتیم و «سد معبر» را دیدیم، و چه خوب که رفتیم. در موردش نمی‌توانم به مانند همیشه که فیلمی مورد پسندم واقع می‌شود، به عکسی و خطی از داستان اکتفا کنم. چرا که سد معبر برایم بیشتر از یک فیلم سینمایی بود. داستان آدم‌هایی از طبقه‌ی متوسط جامعه که خودمان نیز قسمتی از آن هستیم را برایمان بازگو می‌کند و به همین دلیل است که حرفش را همه می‌فهمیم و گوشه‌ای از زندگی خود را در آن پیدا می‌کنیم. من بابا را در قاسم دیدم. سخت‌کوشی و تقلّا برای فراهم آوردن یک زندگی بهتر برای خانواده، با همه‌ی درست و غلط‌هایش.

روایت فیلم از طبقه‌ی متوسط جامعه را بی‌طرفانه می‌پندارم چون فکر می‌کنم اغراقی در کار نبود. آن قدر انسانی، آن قدر واقعی و گیرا که حتما باید ببینیدش.

نشست تخصصی کارآفرینی: جلسهٔ دوّم

دوستانمان اصلاح طلبمان سری جلساتی تحت عنوان «نشست‌های تخصصی کارآفرینی» برگزار می‌کنند. از کارآفرینان بومی دعوت می‌کنند تا داستان کسب و کارشان را بگویند. در همین راستا محمد برومندفر از شرکت دیده بان نت دعوت شده بود تا بیاید و از کسب و کارش برایمان بگوید. آرامتر و خونسردتر از چیزی که انتظار داشتم تاریخچه‌ی شرکتش را برایمان گفت و با مهارتی نسبی از جواب دادن به سوالاتی که دوست نداشت طفره می‌رفت. گفته‌هایش را اینجا می‌آورم و در انتها نیز قسمت پرسش و پاسخ را نقل به مضمون می‌کنم.

به خواندن ادامه دهید

یادداشت: جشن شروع سال تحصیلی کودکان کار

از دلایل اشتغال کودکان به کار در شرایط دشوار و نامناسب هرچه که بگویم گزافه گوییست. همه می‌دانیم که کودکان به چه دلایلی مجبور به کار در شرایط نامناسب می‌شوند و به بهره‌کشی تن می‌دهند. مدّت‌هاست که دلایل را برشمرده‌ایم و در موردشان صحبت کرده‌ایم. به نظرم بهتر است در این مورد صحبت کنیم که ما مسئولیّت اجتماعی را فراموش کرده‌ایم. از لحاظ فکری شده‌ایم جزیره‌ای رها شده در اقیانوس که با واقعیّات جامعه ارتباطی نداریم و مسئولیّت اجتماعی سرمان نمی‌شود. ایراد هم از ما جوانان نیست، آموزش ناقصی که در بستر جامعه، سیستم آموزشی و خانواده دیده‌ایم هیچگاه شامل مفاهیم «عدالت اجتماعی» و «مسئولیّت اجتماعی» نبوده. حقیقتا نمی‌دانیم که در برابر باقی اعضای جامعه مسئولیم و باید برای توزیع عادلانه‌ی امکانات و منابع میان توده‌های مردم تلاش کنیم.

به خواندن ادامه دهید

نقش زنان در جنگ ۸ ساله

ادبیات دفاع مقدّس از زمانی پدید آمد که پس از شروع جنگ، نویسندگانی قلم به دست گرفته و به ثبت رشادت‌ها و ایثارهای رزمندگان پرداختند. اقتضای زمان جنگ این بود که آثاری به رشته‌ی تحریر درآیند در جهت افزایش روحیه‌ی مقاومت و شجاعت در بین مردم. در راستای همین حماسه‌سراییست که نویسندگان ما در دوران جنگ فقط به برخی از جنبه‌های جنگ پرداخته‌اند و بسیاری از جنبه‌های آن را فراموش کرده اند که البتّه بنا به اقتضای زمان قابل درک است.

از مواردی که در سالهای جنگ کمتر به آن پرداخته شده، نقش زنان در جبهه‌های جنگ است. نقش زنان در عرصه‌های گوناگون جنگ ۸ ساله دارای جلوه‌های متفاوتی است که هرکدام از آن‌ها حکایتی شنیدنی و به یاد ماندنی از آن دوران می‌باشد. در مورد نقش زنان در انقلاب اسلامی امام خمینی فرموده‌اند: «زنان حق بیشتری از مردان دارند. زنان مردان شجاع را در دامان خود بزرگ می‌کنند. اگر زنان شجاع و انسان‌ساز از ملت‌ها گرفته شود، ملت‌ها به شکست و انحطاط کشیده می‌شوند.»

با تمام شدن جنگ نیاز به حماسه‌سرایی به اندازه‌ی قبل حس نمی‌شد. آرامش فضای پس از جنگ به نویسندگان این فرصت را داد که از حماسه سرایی فاصله گیرند، به تحلیل تاثیر جنگ بر زندگی مردم بپردازند، به نقش زنان در جبهه‌های جنگ بپردازند و همینطور جنبه‌های هنری اثر را بیشتر مورد توجّه قرار دهند. اما فکر می‌کنم هرچند که آثار تولید شده پس از اتمام جنگ از کیفیّت هنری بالاتری نسبت به زمان جنگ برخوردار بودند، با این حال نویسندگان حوزه‌ی دفاع مقدّس از این فرصت پیش آمده برای بررسی تمام ابعاد جنگ به خوبی استفاده نکرده‌اند و هنوز هم که هنوزه بسیاری از جنبه‌های جنگ، مانند نقش زنان در آن، فراموش شده باقی مانده‌‌اند.

به خواندن ادامه دهید

این جمعه هم بنا به رسم قدیمی به خانه‌ی عمّه‌جان رفتیم تا ساعتی را به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل سیاسی و اجتماعی بگذرانیم. اما چون امشب مصادف بود با تولّد دخترعمه‌جان و همه درگیر آماده شدن برای میهمانی بودند همانند هفته‌ی پیش بازهم به صحبتی نرسیدیم. به جایش در کتابخانه‌ی عمّه‌جان یک جلد کتاب «مصاحبه با: تاریخ‌سازان جهان» از اوریانا فالاچی را پیدا کردیم که دیرگاه به دنبالش بودیم.

عجیب است این کتابخانه‌ی عمّه‌جان. هر سری چیزهای جدید داخلش پیدا می‌شود.

هفتهٔ پیش در جلسهٔ فرهنگی موسسه آفتاب بحثمان در مورد دوست و دوستی بود و خانم هدی خوشنام سوالاتی را در جلسه برایمان مطرح کردند که تلنگری بود به حاضرین در جلسه. سوالاتی از این قبیل که: به چه کسی دوست می‌گوییم؟ از دوستانمان چه انتظاری داریم و برای اینکه دوست خوبی باشیم چه خصوصیاتی باید داشته باشیم؟ هرکدام از ما چند دوست صمیمی داریم و چگونه است که این روابط حفظ می‌شوند؟

همه‌ی این‌ها باعث شد به فکر فرو روم و به دوستی‌هایم از دوران دبستان تا همین امروزه فکر کنم. از همان کودکی و دوران دبستان دوستان زیادی نداشتم و همیشه تعدادشان انگشت شمار بود. دوستانی صمیمی هم داشتم که حداکثر یکی دو سال با آن‌ها در ارتباط می‌ماندم و پس از آن ارتباطمان کم کم قطع می‌شد. مثلا از اصفهان که به کرمان مهاجرت کردیم، ارتباطم با هیچکدام از دوستانم حفظ نشد.

همین تلنگری که مسبّبش خانم خوشنام بودند سبب شد به یاد نازآفرین و نازنین که قدیمی‌ترین دوستانم هستند بیفتم، به آن‌ها پیام داده احوالشان را جویا شوم. از اوایل دوران دبیرستان تا به امروز که حدودا ۷ سالی می‌گذرد با هم دوستیم و چه خوب است بودنشان. به جفتشان پیام دادم و گفتم بودنشان آرامش‌بخش است و باعث دلگرمی، و اینکه تا چه اندازه قدردان بودنشان هستم.

ما و لاله‌زار

سه‌شنبه‌ٔ هفته‌ای که گذشت به همراه گروهی از دوستان برای بازدید از کارخانه‌ی گلاب زهرا راهی لاله‌زار بودیم. برنامه‌ای بود ۶-۷ ساعته که اکثر آن اختصاص داشت به بازدید از قسمت‌های مختلف کارخانه و آشنایی با نحوهٔ کارشان که به همت آقای حاجی‌زاده، از قدیمی‌ترین کارکنان مجموعه و از نزدیکان به شهین خانم انجام پذیرفت. کارخانه‌ی بزرگی بود که باورتان بشود یا نه روزی ۱۸۰۰۰ لیتر گلاب تولید می‌کند. پس از بازدید از قسمت‌های مختلف کارخانه، از منزل خدابیامرز شهین خانم صنعتی دیدن کردیم. سه ربع ساعتی هم در جلوی منزل مرحومه به پای صحبت‌های آقای حاجی زاده نشستیم که خاطراتی نقل کردند از شهین و همایون صنعتی. جالب و تاثربرانگیر بود که دیدیم پس از گذشت قریب به ۱۵ سال از فوت خانم صنعتی وقتی آقای حاجی زاده از ایشان صحبت می‌کرد بغض گلویش را گرفته بود. سید احمد علوی که در حال حاضر عضو هیئت امنای پرورشگاه صنعتی‌ست هم به جمعمان اضافه شد تا از خاطراتش با مرحوم صنعتی برایمان بگوید. یادداشت‌هایی برداشته‌ام و صدایشان را نیز ظبط کرده‌ام که بعدها بتوانم در مورد خاطرات نقل شده جداگانه بنویسم.

به خواندن ادامه دهید

حل بحران آب: اصلا شدنیست؟

دیروز نشست تخصصی بررسی ابعاد بحران آب در استان کرمان با جناب سید احمد علوی برگزار شد. دوستان اصلاح طلبمان در جمعیت توسعه و آزادی نقش میزبان را داشتند. در این جلسه امیدوار بودم بشود از طرف متخصصینی که در جلسه حضور پیدا کرده بودند شاهد عکس‌العملی هرچند نمادین علیه مسائلی چون برداشت بی‌رویه آب از سفره‌های آب زیرزمینی باشیم که دکتر میرزایی به خوبی رو سفیدمان کردند و حتی تا آنجا پیش رفتند که باید کشاورزی سنتی که منابع آبی را به این شکل استفاده می‌کند را کاری بکنیم که صرفه‌ی اقتصادی نداشته باشد. به خواندن ادامه دهید