«لحظاتی داشتیم که توانستیم آن جامعه‌ی آرمانی را، حداقل امکان‌پذیری‌اش را لمس کنیم …». این جمله از مستند اول میرحسین است. و به نظرم وصف حال هیئت تحریریه‌ی «جامعه» بعد از دوم خرداد. دوم خردادی که بیست و دو سال از وقوعش می‌گذرد و دوم خردادیونی که بعد از این سال‌ها دیگر رمق آن روزها را ندارند. دیگر امیدش را هم ندارند. در این مدت کابوس‌های زیادی به وقوع پیوسته. چهار انتخابات ریاست جمهوری از سر گذرانده‌ایم، اقتصادی برایمان نمانده، مطبوعاتمان را عقیم کرده‌اند، عزیزانمان را در حصر کرده‌اند و چه و چه.

بگذریم، میدان جوانان سابق مستند مسحورکننده‌ای بود. از روی کنجکاوی رفتم و انتظار نداشتم با همچین مستند تاثیرگذاری روبرو شوم. شاید روزی که اعضای هیئت تحریریه‌ی جامعه در میدان جوانان برای آن عکس یادگاری جمع شدند فکرش را هم نمی‌کردند ۲۰ سال بعد این‌همه مصیبت به چشم دیده باشیم. آدم‌هایی که اکثراً از روی امید و یک حس مسئولیت اجتماعی آن‌جا جمع شده بودند. شور و شوق بعد از دوم خرداد را با ایده‌آل گرایی جوانی جمع کنید ببینید چه آشی می‌شود. امروز ولی بعد از بیست و دو سال مردم از همیشه ناامیدترند؛ دوم خردادیون هم. در این سال‌ها بسیار بت‌ها برایمان شکستند و البته که پخته‌تر از آن هستیم که دست از تلاش برای رسیدن به آینده‌ای بهتر بکشیم.

در مورد مستند حدسم این است که مینا اکبری وقتی که در حال ساختش بود فکرش را هم نمی‌کرد ما بچه‌های نسل بعد تا این حد با آن هیئت تحریریه‌ی توقیف شده همذات‌پنداری کنیم. البته که دو نسل تجارب مشترکی هم داریم. ماجراهای ۸۸ را به چشم دیده‌ایم، زندانی شدن و ممنوع الفعالیت شدن دوستانمان، سرکوب خیابانی و غیره. شاید برای همین هم باشد که خودمان را نزدیک به این بچه‌های هیئت تحریریه‌ی جامعه می‌بینیم. بچه‌هایی که حرفه‌شان سیاست نبود، ولی در آخر قربانی سیاست و سیاستمداران شدند. به جای اینکه برعکسش اتفاق بیفتد و سیاستمداران سپر بلای هم‌کیشان خود شوند.

در آخر مستند که برای بازسازی آن عکس در میدان جوانان جمع شدند جلایی‌پور را شناختم. یاد این حرفش افتادم که در جلسه‌ی اتحاد رو بهمان گفت: «در جبهه اصلاحات آن‌هایی که توانسته‌اند تاثیری بر افکار عمومی داشته باشند نیروهای وا داده نیستند و پای صحبت‌هایشان ایستاده‌اند. اگر اینگونه نبود که برایمان پرونده درست نمی‌کردند، بادمان می‌زدند»

اینجا قصد تائید جبهه‌ی اصلاحات را ندارم. ولی در وضع موجود اصلاح طلب‌ها حداقل ضد آرمان‌ها آدم‌هایی مثل من نبودند. و این حرف جلایی پور را هم قبول داشتم و البته که برای مینا اکبری و ماشالله شمس الواعظین و اکبر گنجی و سعید حجاریان و باقی اصلاح طلبان خبری از باد زدن نبود. هزینه‌ها داده‌اند در این سال‌ها و با این وجود مینا اکبری باز هم تصمیم می‌گیرد فیلم بسازد. خسته نباشید دارد. عمرش طولانی و سرش سلامت باد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *