فکر کنم در زندگی اکثرمان زمانی می‌رسد که به جز رنجاندن دلبر یا رنجیده شدن کار دیگری ازمان ساخته نیست. اندوهگین‌ترین لحظات زندگی همین‌ها هستند.

استادی داریم دوست‌داشتنی به نام دکتر بقایی. مسافرت است الآن. رفتیم اتاقش در دانشکده که گلدان‌هایش را به خانه منتقل کنیم و تا برمی‌گردد ازشان مراقبت کنیم. البتّه که چون تعجیل کرده بودیم نفهمیدم چطور رفتیم و چطور برگشتیم. گلدان‌هایش زیبا و مرتب بودند ولی؛ اتاق نقلیش هم.

مرز بین شجاعت و بلاهت از آنچه که گمانش را می‌برید باریک‌تر است. به تحقیق می‌گویم.

انگار این‌هایی که اسمشان با «ف» شروع می‌شود امیدواری درشان زیاد دمیده‌اند. فریده و فردین، اسطوره‌های امیدواری هستند.

نشسته‌ام؛ منتظر. چشم به راه دارم بلکه بیاید. او؟ یحتمل با آن مانتوی گل گلی بر تن و شال سورمه‌ایش بر سر، با آن لبخند همیشگی که بر لب دارد تند تند راه می‌رود و پیش خودش فکر می‌کند که: این مانتو چقدر بهم می‌آید.

Monty Brogan: Yeah, fuck you, too. Fuck *me*? Fuck *you*, Fuck you and this whole city and everyone in it. Fuck the panhandlers, grubbing for money, and smiling at me behind my back. Fuck the squeegee men dirtying up the clean windshield of my car – get a fucking job! Fuck the Sikhs and the Pakistanis bombing down the avenues in decrepit cabs, curry steaming out their pores stinking up my day. Terrorists in fucking training. SLOW THE FUCK DOWN! Fuck the Chelsea boys with their waxed chests and pumped-up biceps. Going down on each other in my parks and on my piers, jingling their dicks on my Channel 35. Fuck the Korean grocers with their pyramids of overpriced fruit and their tulips and roses wrapped in plastic. Ten years in the country, still no speaky English? Fuck the Russians in Brighton Beach. Mobster thugs sitting in cafés, sipping tea in little glasses, sugar cubes between their teeth. Wheelin’ and dealin’ and schemin’. Go back where you fucking came from! Fuck the black-hatted Chassidim, strolling up and down 47th street in their dirty gabardine with their dandruff. Selling South African apartheid diamonds! Fuck the Wall Street brokers. Self-styled masters of the universe. Michael Douglas, Gordon Gekko wannabe mother fuckers, figuring out new ways to rob hard working people blind. Send those Enron assholes to jail for FUCKING LIFE! You think Bush and Cheney didn’t know about that shit? Give me a fucking break! Tyco! Worldcom! Fuck the Puerto Ricans. Twenty to a car, swelling up the welfare rolls, worst fuckin’ parade in the city. And don’t even get me started on the Dom-in-i-cans, ’cause they make the Puerto Ricans look good. Fuck the Bensonhurst Italians with their pomaded hair, their nylon warm-up suits, their St. Anthony medallions, swinging their Jason Giambi Louisville Slugger baseball bats, trying to audition for “The Sopranos.” Fuck the Upper East Side wives with their Hermès scarves and their fifty-dollar Balducci artichokes. Overfed faces getting pulled and lifted and stretched, all taut and shiny. You’re not fooling anybody, sweetheart! Fuck the uptown brothers. They never pass the ball, they don’t want to play defense, they take five steps on every lay-up to the hoop. And then they want to turn around and blame everything on the white man. Slavery ended one hundred and thirty seven years ago. Move the fuck on! Fuck the corrupt cops with their anus-violating plungers and their 41 shots, standing behind a blue wall of silence. You betray our trust! Fuck the priests who put their hands down some innocent child’s pants. Fuck the church that protects them, delivering us into evil. And while you’re at it, fuck J.C.! He got off easy! A day on the cross, a weekend in hell, and all the hallelujahs of the legioned angels for eternity! Try seven years in fuckin’ Otisville, J.! Fuck Osama Bin Laden, al-Qaeda, and backward-ass cave-dwelling fundamentalist assholes everywhere. On the names of innocent thousands murdered, I pray you spend the rest of eternity with your seventy-two whores roasting in a jet-fuel fire in hell. You towel-headed camel jockeys can kiss my royal Irish ass! Fuck Jacob Elinsky. Whining malcontent. Fuck Francis Xavier Slaughtery my best friend, judging me while he stares at my girlfriend’s ass. Fuck Naturelle Riviera, I gave her my trust and she stabbed me in the back, sold me up the river, fucking bitch. Fuck my father with his endless grief, standing behind that bar sipping on club sodas, selling whisky to firemen, and cheering the Bronx Bombers. Fuck this whole city and everyone in it. From the row-houses of Astoria to the penthouses on Park Avenue, from the projects in the Bronx to the lofts in Soho. From the tenements in Alphabet City to the brownstones in Park Slope to the split-levels in Staten Island. Let an earthquake crumble it, let the fires rage, let it burn to fucking ash and then let the waters rise and submerge this whole rat-infested place.

[pause]

Monty Brogan: No. No, fuck you, Montgomery Brogan. You had it all, and you threw it away, you *dumb* *fuck*!

Monty Brogan, 25th Hour, 2002

راستش را بخواهید هیچوقت نتوانستم احساس خوشحالی آدم‌ها را متوجه بشوم. یک وقت فکر نکنید خنگم یا مغرم مشکل دارد یا چه. اتفاقاً نگرانی و ناراحتی و استرس و اضطراب را می‌فهمم، خوب هم می‌فهمم. فقط همین خوشحالی کوفتی را متوجه نمی‌شوم.

مثلاً امروز دوستی را با یک کادوی ناقابل خوشحال کردم. البته به دلایلی که بالاتر عرض کردم از خوشحال شدنش مطمئن نیستم و فقط فکر می‌کنم که خوشحال شده باشد. ببینید، تمامش بر پایهٔ فرضیات است. نمیدانم. من این چیزها را نمی‌دانم.

فریده صورتی شاداب و پرانرژی دارد. شور و اشتیاق و زندگی را اگر ۵ دقیقه کنارش باشی حس می‌کنی. راه رفتنش هم بدون قر و فر است و در نهایت آرامش. حالت پیش فرضش این است که بگوید و بخندد. اگر در حال خندیدن نباشد احتمالاً وسط یک بحث جدی بیابیدش. وارد بحث هم که می‌شود برایش فرقی نمی‌کند بندهٔ یک لا قبا جلویش نشسته‌ام یا رئیس جمهور آمریکا، با همه به جدیت بحث می‌کند. گوش شنوا دارد و نظرات مخالفش را می‌شنود. از لحاظ فکری از سالم‌ترین آدم‌هاییست که این دور و بر دیده‌ام. در این شرایط اجتماعی نابسامانی که داریم، مثل فریده اخلاق‌گرا بودن واقعا سخت است. از آن‌هاییست که در حین رانندگی بین خطوط می‌راند و لین عوض نمی‌کند و عمراً هم بوق نمی‌زند. در این یک سالی که میشناسمش همیشه تحسینش کرده‌ام.

فریده عقایدی جالب دارد که با دیگر جوانان این اطراف کمی متفاوت است. بعد از تمام این سال‌ها، هنوز اصلاح را راه حل موثر برای شرایط موجود می‌داند. وضعیت هرچقدر هم که بد باشد بر خلاف خیلی‌ها ناامید نمی‌شود و می‌گوید انسان به امید زنده است و مطالبه‌گری. دشمن سرسخت سیگار و سیگارکش است و می‌گوید مالیات سیگار باید افزایش پیدا کند. فریده دوست خوبیست و ای کاش بلد بودم بهتر بنویسم تا قشنگ متوجه می‌شدید چه دوست خوبیست. اما همین کافیست که بگویم فریده از آن آدم‌هاییست که دوست داشتم بیشتر ازشان دور و برمان بود. دنیا جای زیباتری بود.

-چرا نرفتی؟

-میترسم ببازم

-خب ببازی. چی میشه؟ ماام میخوایم امشب ببازیم.

-باخت تو فرق داره موسی …

-چه فرقی داره؟ تا حالا بردی؟

-آره

-حالا بازم بباز. یا ببر. یا هرچی. برو برو، برو خودتو لوس نکن. برو بازی کن.

 

ـانتهای خیابان هشتم