Amir Mehrabian

Amir Mehrabian

Founder of SkyBase and Aviato. Building ISP software, cloud infrastructure and small SaaS products. Sharing what works and what breaks.

I, Amir Mehrabian, am a free-software advocate and a full-stack web developer. I’ve been writing PHP since 2013, currently working on SkyBase, an ISP Management software and on Aviato, a Cloud Management Platform.

  • نغمه

    مانتوی قشنگ کرم رنگش را پوشیده، کیف بندی مشکیش را هم روی کولش انداخته. در خانه را می‌بندد و می‌آید که سوار ماشین شود. سوار که می‌شود یک لیوان قهوه‌ی داغ به دستم می‌دهد که با لبخند تشکر می‌کنم. طبق معمول کارهایی که باید انجام دهیم را مرور می‌کند، می‌گوید مهم‌تر از همه این است…

  • دیگر چه خبر؟ داد و بیداد است آقا

    دیگر چه خبر؟ داد و بیداد است آقا. شما که خودتان در جریانید. در این سال جدید یک روز هم از ترس سیل در امان نبوده‌ایم. امروز اما کمتر از جیره‌ام اخم کرده‌ام و بیشتر از جیره خندیده‌ام. تازه توی ترافیک و پشت چراغ قرمز هم اصلاً عصبانی نشدم. تاثیر بودن دلبر است به گمانم.…

  • نغمه

    خواندن را دوست دارد ولی رمان زیاد نمی‌خواند. وقتی می‌خواهد از خانه بزند بیرون برایش فرقی نمی‌کند که ماشین دارد یا نه. مسافت هرچقدر هم که طولانی باشد اگر ماشین نداشته باشد تا مقصد قدم می‌زند. ساده می‌پوشد و دیده نشده که بیش از حد آرایش کند؛ درست همان‌گونه که باید. عادت دارد وقت فکر…

  • روی تخت دراز شده

    روی تخت دراز شده، به صدای شر شر باران گوش می‌دهم. به چتری موهایش فکر می‌کنم. به خنده‌های دائمش، به آن گه گداری که هنگام گذر از خیابان دست در دستم حلقه می‌کند، به درخت‌های تنومند باغ دلگشا که سال‌ها فقط عاشقی به چشم دیده‌اند. به حجره‌های باصفای مدرسه‌ی خان که چه رازها در دل…

  • اعلامیه‌ی دسترسی آزاد چریکی

    اطلاعات قدرت است. اما مانند تمام قدرت‌ها، کسانی هستند که می‌خواهند آن را فقط برای خودشان حفظ کنند. میراث علمی و فرهنگی جهان که در گذر قرن‌ها در کتاب‌ها و نشریات منتشر شده‌اند، امروز به طور فزاینده دیجیتالی شده و توسط تعدادی از شرکت‌های خصوصی قفل گذاری می‌شوند. آیا می‌خواهید معتبرترین مقالات در مورد آخرین…

  • خداحافظی با خجالت کشیدن

    تصمیم گرفتم از خجالت کشیدن دست بردارم. میخواهم با اول تا آخر قضیه خداحافظی کنم: سوءظنی که کم کم هویدا می‌شود، خونی که در رگ‌ها فواره می‌کند، احساسی که شکل گرفته و در نهایت آن تلاش مذبوحانه با لبخندی تقلبی که توسطش سعی داریم روی کل قضیه سرپوش بگذاریم. قبول دارم که برای مدتی سرگرم…

  • پس‌چه‌ایسم

    اصلاح طلب‌ها به مرض «Whataboutism» یا «پس‌چه‌ایسم» مبتلا شده‌اند. کافیست انتقادی به موضوعی مربوط به اصلاح طلبان وارد کنید تا با این پاسخ مواجه شوید: «پس در مورد [اینجا را با موردی از زمان احمدی نژاد، اتفاقی در دنیای غرب٬ یا موردی دیگر که به موضوع مربوط نیست پر کنید] چه؟» اعتراضات دی‌ماه؟ پس تظاهرات…

  • رئیس

    مرد مسلح سیگاری روشن می‌کند. ناامیدانه نگاهش به غروب آفتاب است که به کوچه‌ی خلوت می‌تابد. او تک و تنهاست در مکانی شبح‌وار، احضار شده تا دستورالعملش را از تبهکاری حرفه‌ای که فقط با نام «رئیس» شناخته می‌شود دریافت کند، اما رئیس اینجا نیست. هیچکس نیست. شبح‌وار است. احساس انگشت‌نما بودن می‌کند. رئیس به خاطر…

  • I believe once in a while you should let your friends know their presence is appreciated

    I believe once in a while you should let your friends know their presence is appreciated. I know that sometimes you just can’t find the right words to show that appreciation. But I guess at the end of the day the best thing to do for them is to be honest with them. You just…

  • به خود جوانم

    اینقدر گریه نکن. موقع شیر خوردن نوک پستان‌های مادر را گاز نگیر. توی دستشویی جیش کن. دندان در بیاور. با برس مو توی سر برادر کوچک‌ترت نزن. خواندن را یاد بگیر. الف، ب، پ، ت و بقیه حروف الفبا. تمرین کن. با ماژیک مشکی روی بدنت نقاشی نکش و هنگامی که مامان و بابا مهمان…

  • You didn’t clean up after your dog

    Chuck Rhoades: Excuse me, sir. Man: What? Chuck Rhoades: You didn’t clean up after your dog. Man: Yeah, I forgot the bag today. Chuck Rhoades: Oh, I don’t think so because, you know, it’s not just the statutory law, it’s the law of civility, man. And I’ve seen you before. You come out of that…

  • How can I hold that all men are created equal?

    Thaddeus Stevens: How can I hold that all men are created equal, when here before me stands, stinking, the moral carcass of the gentleman from Ohio, proof that some men are inferior. Endowed by their Maker with dim wits, impermeable to reason, with cold, pallid slime in their veins instead of hot red blood! You…

  • در امتداد خلوت‌ترین ساعات شهر

    در امتداد خلوت‌ترین ساعات شهر، از میان خیابان‌های سابقاً سرسبز، در چند قدمی تمام گدایان شب‌زنده‌دار، در هزار فرسنگی لبخندهای دلنشینش، ماشین را می‌رانم به سمت خانه و برای نخستین بار عجله‌ای برای رسیدن ندارم.

  • Truth or dare?

    Sam: Truth or dare? Mike: Truth. Sam: You’re boring. Mike: No, truth is always interesting. Birdman – 2014

  • فریده

    فریده صورتی شاداب و پرانرژی دارد. شور و اشتیاق و زندگی را اگر ۵ دقیقه کنارش باشی حس می‌کنی. راه رفتنش هم بدون قر و فر است و در نهایت آرامش. حالت پیش فرضش این است که بگوید و بخندد. اگر در حال خندیدن نباشد احتمالاً وسط یک بحث جدی بیابیدش. وارد بحث هم که…

  • آزادی بیان

    آزادی بیان، یا همان حق ابراز عقاید شخصی به طور آزادانه. امروزه آزادی بیان را یکی از حقوق اساسی خود می‌دانیم و برای به دست آوردن و حفظ کردن آن تلاش می‌کنیم. اما آزادی بیان به چه معناست؟ زیر پوشش آزادی بیان این حق را داریم که هرچه دلمان خواست بگوییم؟ نه دقیقاً. محدودیت‌های آزادی…

  • چرا نرفتی؟

    -چرا نرفتی؟ -میترسم ببازم -خب ببازی. چی میشه؟ ماام میخوایم امشب ببازیم. -باخت تو فرق داره موسی … -چه فرقی داره؟ تا حالا بردی؟ -آره -حالا بازم بباز. یا ببر. یا هرچی. برو برو، برو خودتو لوس نکن. برو بازی کن. ـانتهای خیابان هشتم

  • آزادی بیان

    آزادی بیان. دو کلمه‌ای که باید ضامن برابری سیاسی باشند. اولین قدم سرکوب همین است که فرصت آزادانه صحبت کردن و ابراز عقیده کردن در مورد مسائل عمومی و دغدغه‌های سیاسی از اقلیتی سلب شود. پس آزادی بیان برای داشتن آزادی سیاسی ضروریست. با این حال، در تمام کشورها هستند افرادی که عقاید مختلف مذهبی…

  • 25th hour

    Monty Brogan: Yeah, fuck you, too. Fuck me? Fuck you, Fuck you and this whole city and everyone in it. Fuck the panhandlers, grubbing for money, and smiling at me behind my back. Fuck the squeegee men dirtying up the clean windshield of my car – get a fucking job! Fuck the Sikhs and the Pakistanis bombing…

  • Wasteness

    I despise the guy. Regardless of the fact that I just met him and don’t know much about him, think he’s just a waste of space.

  • بویی از جنگ ندارد

    به عنوان یک دختربچه در ایران من عاشق نوروز بودم. اولین روز بهار. تنها زمانی بود که بزرگ‌سال‌ها سرزنده و پر امید به نظر می‌رسیدند. حتی کج‌خلق‌ترین اعضای فامیل به طریقی شاداب و سرزنده می‌شدند و چهره‌ای صمیمی از خود نشان می‌دادند که در بقیه‌ی طول سال قابل رویت نبود. مثل فیلم پیله بود، به…

  • The old man

    I’m gonna miss the old man when he’s gone. I remember how he used to kiss me when I was a kid. I would get angry and scream at him because of his sharp mustache. “I don’t feel young and alive anymore”, he told me the other day. “Time passes in a snap of a…

  • دیشب خیلی اتفاقی؛ سد معبر

    دیشب خیلی اتفاقی رفتیم و «سد معبر» را دیدیم، و چه خوب که رفتیم. در موردش نمی‌توانم به مانند همیشه که فیلمی مورد پسندم واقع می‌شود، به عکسی و خطی از داستان اکتفا کنم. چرا که سد معبر برایم بیشتر از یک فیلم سینمایی بود. داستان آدم‌هایی از طبقه‌ی متوسط جامعه که خودمان نیز قسمتی…

  • I miss her again

    Before this very moment, I wouldn’t for a second, think that I would miss her again. But now I terribly do. What If she was here, she would pick up a book, sit right in front of me, and start reading. Wouldn’t that make life worth living?

  • A good man can be stupid and still be good

    “A good man can be stupid and still be good. But a bad man must have brains.” Maxim Gorky

  • You wanna know what somebody’s gonna do?

    You wanna know what somebody’s gonna do, look what they’ve been doin’ their whole lives. Barack Obama

  • Finally Forgiven

    “Is she coming at all? What am I going to say to her? I don’t want her to think less of me”, I told myself while I was waiting. She stopped by our mutual friend’s bookstore not an hour ago. Before she left, she told me she might come back to see me. I hadn’t…

  • All the bullshit led up to this final moment

    All the bullshit, pain and practice led up to this final moment. My heart is beating so fast when the officer is grading my test, I’m about to have a heart attack. Can’t believe I want it so much. Finally I got it over with. Now you’re looking at a guy with driver’s licence.

  • Cradle of leadership

    Col. Slade: As I came in here, I heard those words, “cradle of leadership”. Well, when the bow breaks, the cradle will fall. And it has fallen here, it has fallen! Makers of men, creators of leaders- be careful what kind of leaders you’re producing here. I don’t know if Charlie’s silence here today is…

  • In his wildest dreams

    In his wildest dreams, Larry would never have imagined he’d once again be in this position, where precious minutes count. Tonight he could save a life. He knew Ronnie had done some bad things in the past, but so had Larry. You couldn’t change the past. But the future could be a different story. And…