Amir Mehrabian

Amir Mehrabian

Founder of SkyBase and Aviato. Building ISP software, cloud infrastructure and small SaaS products. Sharing what works and what breaks.

I, Amir Mehrabian, am a free-software advocate and a full-stack web developer. I’ve been writing PHP since 2013, currently working on SkyBase, an ISP Management software and on Aviato, a Cloud Management Platform.

  • پایان دورانی که مال من بود

    دیشب وقتی سوت پایان فینال زده شد، برای من فقط یک جام جهانی نبود که تمام شد. برای من دوره‌ای به پایان رسید که بخش بزرگی از خاطرات فوتبالی‌ام به آن تعلق داشت. اولین جام جهانی‌ای که بخش زیادی از آن را دنبال کردم ۲۰۰۶ آلمان بود. آن زمان طرفدار برزیل بودم و دلیلم ساده…

  • آویاتو: از یک شوخی در سیلیکون ولی تا یک کسب‌وکار واقعی

    اولین باری که اسم آویاتو به گوشم خورد، در سریال سیلیکون ولی بود. همان روزهای اولی که سریال منتشر شده بود، قسمت اولش را دیدم. جایی در سریال اریک به استارت‌آپ قبلیش اشاره می‌کند که اسمش آویاتو بوده. از همانجا این اسم برایم جالب شد و همان روز aviato.ir را خریدم. آن موقع هیچ بیزینسی…

  • It’s a fucked up situation.

    It’s a fucked up situation. I don’t even know if I’m holding on or letting go.

  • 27th birthday

    I recently turned 27 and thanks to my WishList this year I got the best gifts. My girlfriend got me a coffee grinder I wanted for a long time, my parents got me a shaving machine that I also wanted for a long time but couldn’t get myself to spend that much money on a shaving machine.…

  • Then it hit me

    Recently I was checking one of my Github repositories that was supposed to be a weekend project that I came across something strange. First let me give you a little bit of back story: The project was simple. An easy managable wishlist app for all the things I’d like to purchase or I want my…

  • The number of kids who are left out of school is increasing. Why?

    The number of kids who are left out of school is increasing. Why? Because more people are loosing their income source, their homes, and that has a real effect on the kids. Right now, with covid-19, we’re about to witness thousands, if not millions of people lose their jobs or get evicted from their homes…

  • In the coming couple of days, we’re gonna witness more bark than bite.

    In the coming couple of days, we’re gonna witness more bark than bite.

  • It doesn’t have to be crazy at work

    I’m translating a book called It Doesn’t Have To be Crazy at Work written by Jason Fried. I’m planning to publish the translation online, so I was looking for a Static Site Generator and came across Jigsaw by accident. The fact that it’s powered by Laravel got me so excited that I jumped straight to action. Jigsaw doesn’t…

  • When I grow old, I’m gonna be grumpy and bitter.

    When I grow old, I’m gonna be grumpy and bitter.

  • So I met a dude who’d been diagnosed with Parkinson’s

    So I met a dude who’d been diagnosed with Parkinson’s and was pretty much independent. There was a sticker on his back that said: If this dude’s a-rockin’, don’t come a-knockin’.

  • Spending time with the “right” of people

    When you’re spending time with the “right” bunch of people, it ain’t matter if you don’t talk much. As long as somebody is filling the air, you could just listen and still enjoy your time.

  • I would say

    I would say for a country with almost 10 percent of the world’s total oil reserves nobody should be hungry, nobody should be denied of good education or a good medicare, nobody should be worried about their old age. You know, basics of life.

  • Nigga moment

    I recently came close to having a “nigga moment”. According to Huey Freeman, a nigga moment is where ignorance overwhelms the mind of an otherwise logical negro male, causing him to act in an illogical, self-destructive manner. I am ashamed. Not because of the mentioned accident, no. I wouldn’t mind a good fist-fight every now…

  • Traditional marketing is dead

    Traditional marketing is dead. The era where you could advertise, call or spam your way into presence is over. Making sale calls won’t get you where you need to be today. The only way to win in this game is to be talked about by people. And no one talks about “the average” one. That’s…

  • FTP Accounts make me nervous

    FTP Accounts make me nervous, and the boss wants dozens of ’em.

  • ساعت مرگ من

    نکته‌ای که معمولاً دیر متوجهش می‌شویم این است که راهی برای جبران زمان‌های از دست رفته نداریم. در مواجهه با زمان تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که به خودمان یادآوری کنیم وقت محدود است و انتخاب اینکه ثانیه‌ها و دقایقمان را به انجام چه کاری می‌گذرانیم موجودیت کوچک، گذرا و حقیرمان را…

  • من یک توسعه‌دهندهٔ وب هستم

    من توسعه دهنده‌ی وب هستم. همیشه هم شغلم را دوست داشتم. اصولاً ساختن چیزهایی که آدم‌های زیادی از آن استفاده کنند و کارشان راه بیفتد برایم حس رضایت ایجاد می‌کند. اولین درآمدی که از این حرفه داشتم مربوط به جلالی سازی گاه‌شمار Fullcalendar JS بود که در سیستم ذخیره‌سازی ابری ownCloud پیاده سازی شده بود. ۱۶ سالم بود و…

  • Who wants to be in heaven, eh?

    “Who wants to be in heaven, eh? Who wants to be in heaven when you can be sending men to fucking hell?” -Arthur Shelby – (Peaky Blinders)

  • What middle-management means

    Colvin: Now, middle-management means that you have just enough responsibility that you gotta listen when people talk, and not so much that you can tell anybody to go fuck themselves. -The wire (2002)

  • فیروزه حرف از رفتن زیاد می‌زد

    فیروزه حرف از رفتن زیاد می‌زد. از همان روزهای اول که شناختمش حرف از بار و بندیل جمع کردن و بادبان کشیدن می‌زد. نگار هم هی می‌گفت تو همیشه در حال رفتنی و هیچ وقت هم نمی‌روی. تکلیفمان را روشن نمی‌کرد که می‌خواهد برود یا نه، و اگر می‌خواهد برود، مقصدش کجاست؟ در تعلیق نگهمان…

  • این چهرهٔ یک فمینیست است

    این چهرهٔ یک فمینیست است

    رئیس جمهور بودن جنبه‌های دشوار بسیار زیادی دارد. البته مزایایی نیز با خود دارد. آشنایی با افراد خارق‌العاده از سرتاسر کشور. مستقر بودن در دفتری که از طریقش می‌توان در سرنوشت یک ملت تاثیرگذار بود. یکم نیروی هوایی. اما شاید بزرگترین هدیه غیرمنتظرهٔ این شغل زندگی در بالاخانهٔ محل کار است. برای سال‌های متمادی زندگی…

  • بیست و پنجم خرداد نود و هشت

    امروز بیست و پنجم خرداد نود و هشت است. آفتاب که زد از اتاق بیرون رفتم که قدمی بزنم. توی هال بابا را دیدم که سر جانمازش نشسته بود و دعا می‌کرد. احتمالاً برای من و آن دو پسر دیگر که خون به دلش کرده‌اند. صحنه‌ی غم‌انگیزی بود. بابا یک مسلمان مقید است؛ آدم درستکاری…

  • اولین فیلم از مجموعه‌ی هری پاتر را دیدم. با ۱۵-۱۶ سال تاخیر.

    اولین فیلم از مجموعه‌ی هری پاتر را دیدم. با ۱۵-۱۶ سال تاخیر. فکر کنم دلیل اینکه اینقدر برای دیدنش صبر کردم این بود که فکر نمی‌کردم داستان یک پسر ده-یازده ساله که به مدرسه‌ی جادوگری می‌رود بتواند برایم جذاب باشد. به گمانم بیش از حد کودکانه می‌آمد. البته که اشتباه می‌کردم. لحظه لحظه‌ی فیلم دوست…

  • بی‌طرفی شبکه

    قدمت سانسورشیپ و فیلترینگ ساختاریافته در ایران به دورهٔ دوم اصلاحات و خاتمی برمی‌گردد. زمانی که دولت اجازه داد شورای عالی انقلاب فرهنگی به جای مجلس به تصویب قوانین مرتبط با اینترنت مانند فیلترینگ بپردازد. سیاست‌های غیرشفاف در بحث فیلترینگ باعث شده که ایران یکی از بدترین کشورهای جهان در بحث نقض حقوق کاربران باشد.…

  • آمده بودیم میمند. یک روزه آمدیم و برگشتیم

    آمده بودیم میمند. یک روزه آمدیم و برگشتیم. خیلی سال بود که می‌خواستم بیایم، جور نمی‌شد بس که تنبلی می‌کردم. بسیار از این معماری خوشمان آمد. از خانه‌هایی که در دل کوه ساخته بودند. موزه رفتیم، پیاده روی کردیم، نهاری ساده خوردیم و البته گربه‌ها را هم سهیم کردیم و از آرامش لذت بردیم. مردمانش…

  • بگذارید بگویم

    این چهارمین داستان از مجموعه داستانک‌هاییست که قرار است گاهاً از نیویورکر ترجمه کنم. نسخهٔ برگردان نشده را از اینجا بخوانید. … بگذارید بگوییم مسئول باشگاه کتاب‌خوانی کودکان با گروهی از کودکان دوست داشتنی، کوچک و باهوش ۷ ساله در حال بحث در مورد کتاب «تمام تابستان در یک روز» ری بردبری است. همگی در…

  • دانلود مساوی با دزدی نیست

    دزدی کردن یک عمل ناپسند است. اما دانلود کردن هم‌تراز با دزدی کردن نیست. اگر من سی‌دی یک آلبوم موسیقی را از قفسه‌ی فروشگاه بدزدم، دیگر کسی قادر به خریدش نخواهد بود. اما وقتی یک آهنگ را دانلود می‌کنم، هیچ‌کس آن را از دست نمی‌دهد بلکه یک نفر دیگر نیز آن را به دست می‌آورد.…

  • یادش رفته چه می‌خواست بگوید

    یادش رفته چه می‌خواست بگوید. نه اینکه آدم حواس‌پرتی باشد، نه. ولی انگار عادتش شده وقتی می‌بیند آسمان دارد می‌بارد شال و کلاه می‌کند و توی کوچه خیابان شروع می‌کند زیر برف و باران قدم زدن و همه‌چیز را فراموش می‌کند. گاهی که باران شدید است و آب‌چکان می‌شود، دسته‌ای از موهای خیسش روی صورتش…

  • نغمه

    مانتوی قشنگ کرم رنگش را پوشیده، کیف بندی مشکیش را هم روی کولش انداخته. در خانه را می‌بندد و می‌آید که سوار ماشین شود. سوار که می‌شود یک لیوان قهوه‌ی داغ به دستم می‌دهد که با لبخند تشکر می‌کنم. طبق معمول کارهایی که باید انجام دهیم را مرور می‌کند، می‌گوید مهم‌تر از همه این است…

  • دیگر چه خبر؟ داد و بیداد است آقا

    دیگر چه خبر؟ داد و بیداد است آقا. شما که خودتان در جریانید. در این سال جدید یک روز هم از ترس سیل در امان نبوده‌ایم. امروز اما کمتر از جیره‌ام اخم کرده‌ام و بیشتر از جیره خندیده‌ام. تازه توی ترافیک و پشت چراغ قرمز هم اصلاً عصبانی نشدم. تاثیر بودن دلبر است به گمانم.…