Author: amoori

  • Nigga moment

    I recently came close to having a “nigga moment”. According to Huey Freeman, a nigga moment is where ignorance overwhelms the mind of an otherwise logical negro male, causing him to act in an illogical, self-destructive manner. I am ashamed. Not because of the mentioned accident, no. I wouldn’t mind a good fist-fight every now…

  • Traditional marketing is dead

    Traditional marketing is dead. The era where you could advertise, call or spam your way into presence is over. Making sale calls won’t get you where you need to be today. The only way to win in this game is to be talked about by people. And no one talks about “the average” one. That’s…

  • FTP Accounts make me nervous

    FTP Accounts make me nervous, and the boss wants dozens of ’em.

  • ساعت مرگ من

    نکته‌ای که معمولاً دیر متوجهش می‌شویم این است که راهی برای جبران زمان‌های از دست رفته نداریم. در مواجهه با زمان تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که به خودمان یادآوری کنیم وقت محدود است و انتخاب اینکه ثانیه‌ها و دقایقمان را به انجام چه کاری می‌گذرانیم موجودیت کوچک، گذرا و حقیرمان را…

  • من یک توسعه‌دهندهٔ وب هستم

    من توسعه دهنده‌ی وب هستم. همیشه هم شغلم را دوست داشتم. اصولاً ساختن چیزهایی که آدم‌های زیادی از آن استفاده کنند و کارشان راه بیفتد برایم حس رضایت ایجاد می‌کند. اولین درآمدی که از این حرفه داشتم مربوط به جلالی سازی گاه‌شمار Fullcalendar JS بود که در سیستم ذخیره‌سازی ابری ownCloud پیاده سازی شده بود. ۱۶ سالم بود و…

  • Who wants to be in heaven, eh?

    “Who wants to be in heaven, eh? Who wants to be in heaven when you can be sending men to fucking hell?” -Arthur Shelby – (Peaky Blinders)

  • What middle-management means

    Colvin: Now, middle-management means that you have just enough responsibility that you gotta listen when people talk, and not so much that you can tell anybody to go fuck themselves. -The wire (2002)

  • فیروزه حرف از رفتن زیاد می‌زد

    فیروزه حرف از رفتن زیاد می‌زد. از همان روزهای اول که شناختمش حرف از بار و بندیل جمع کردن و بادبان کشیدن می‌زد. نگار هم هی می‌گفت تو همیشه در حال رفتنی و هیچ وقت هم نمی‌روی. تکلیفمان را روشن نمی‌کرد که می‌خواهد برود یا نه، و اگر می‌خواهد برود، مقصدش کجاست؟ در تعلیق نگهمان…

  • این چهرهٔ یک فمینیست است

    رئیس جمهور بودن جنبه‌های دشوار بسیار زیادی دارد. البته مزایایی نیز با خود دارد. آشنایی با افراد خارق‌العاده از سرتاسر کشور. مستقر بودن در دفتری که از طریقش می‌توان در سرنوشت یک ملت تاثیرگذار بود. یکم نیروی هوایی. اما شاید بزرگترین هدیه غیرمنتظرهٔ این شغل زندگی در بالاخانهٔ محل کار است. برای سال‌های متمادی زندگی…

  • بیست و پنجم خرداد نود و هشت

    امروز بیست و پنجم خرداد نود و هشت است. آفتاب که زد از اتاق بیرون رفتم که قدمی بزنم. توی هال بابا را دیدم که سر جانمازش نشسته بود و دعا می‌کرد. احتمالاً برای من و آن دو پسر دیگر که خون به دلش کرده‌اند. صحنه‌ی غم‌انگیزی بود. بابا یک مسلمان مقید است؛ آدم درستکاری…